*
دكتراي تخصصي روانشناسي سلامت، استاديار دانشگاه علوم پزشكي اصفهان . اصفهان، دانشگاه علوم پزشكي اصفهان، دانشكده پزشكي،
E-mail: bagherian@med.mui.ac.ir
.( 0311 (نويسنده مسئول - گروه روانپزشكي. مركز تحقيقات علوم رفتاري. دورنگار: 6688597
**
دكتراي تخصصي روانشناسي باليني، استاد دانشگاه تهران.
***
دكتراي تخصصي روانشناسي، استاديار دانشگاه تهران.
****
متخصص كارديولوژي، دانشيار دانشگاه علوم پزشكي اصفهان.
1- myocardial infarction 2- Van Melle
3- De Jonge 4- Ormel
320
320
رابطه افسردگي پس از سكته قلبي و عملكرد بطن چپ
دكتر رضا باقريان سرارودي
*، دكتر بيژن گيلاني**، دكتر هادي بهرامي احسان***، دكتر حميد صانعي****
چكيده
هدف
: اين پژوهش با هدف بررسي ارتباط بين عملكرد بطن چپ و بروز افسردگي پس از سكته قلبي انجام شده است.
10 )
كه با تشخيص قطعي / روش: در يك بررسي آينده نگر 176 بيمار 32 تا 84 ساله با ميانگين سني 56 سال (انحراف معيار 05
شهر اصفهان طي پنج ماه اول سال
1385 بستري شده بودند ، به روش (CCU) انفاركتوس ميوكارد در يكي از واحدهاي مراقبت قلبي
نمونه گيري در دسترس انتخاب و بررسي شدند
. ويژگي هاي جمعيت شناختي و پزشكي بيماران و نتيجه ارزيابي عملكرد بطن چپ
به كمك اكوكارديوگرافي يا آنژيوگرافي بلافاصله پس از سكته قلبي گردآوري شد
. سپس بيماران به كمك مقياس افسردگي ( LVEF)
بك براي مراقبت هاي اوليه سه ماه پس از سكته قلبي ارزيابي شدند
. داد هها ي گردآوري شده طي دوره بستري و مرحله پي گيري با
بهر هگيري از روش رگرسيون لجستيك تحليل شدند
.
مشخص مي شود با افسردگي سه ماه پس از سكته قلبي
LVEF يافته ها: يافته ها نشان دادند كه عملكرد پايين بطن چپ كه با شاخص
64 %
با حساسيت / مي باشد) داراي اعتبار پيش بين 8 LVEF هم چنين مدل اكتش افي (كه تنها شامل متغير .( p<0/ ارتبا ط معني دار دارد ( 01
72 %
بود. / %55/7 و ويژگي 1
نتيج هگيري
: اختلال در عملكرد بطن چپ با افزايش خطر بروز افسردگي پس از سكته قلبي ارتباط دارد.
(LVEF) كليدواژه: افسردگي، سكته قلبي، عملكرد بطن چپ
مقدمه
(
MI) بروز علايم افسردگي پس از انفاركتوس ميوكارد 1
MI
يك مشكل روانشناختي بسيار شايع در بيماران مبتلا به
است كه بر پيش آگهي بيماري قلبي تأثير منفي دارد
(
وان ميل 2، دجونگ 3 و اورمل 4 و همكاران، 2005 ). بسياري از
پژوهشگران بر اين باورند كه افسردگي جدا از شدت بيمار ي
مقاله پژوهشي
اصيل
Original
Article
رضا باقريان سرارودي و همكاران
321
321
سال سيزدهم
/ شمار ه 4 / زمستان 1386
Vol. 13 / No. 4/ Winter 2008
قلبي، با پيش آگهي بد آن ارتباط دارد
. افزون بر آن براي
برخي پژوهشگران اين پرسش مطرح بوده است كه آيا
با
(LVEF) مانند عملكرد بطن چپ 1 MI ويژگي هاي شدت
بروز افسردگي ارتباط دارد يا خير
(هما نجا).
گرچه شمار بررس ي هاي انجا مشده در زمينه اثرات
و سبب شناسي آن رو به افزايش است ،
MI افسردگي پس از
ب هعنوان شدت
LVEF در بيشتر بررسي ها به شاخص هايي مانند
توجه نشده است
. MI
1996 )
در ) لسپرانس 2، فراشور- اسميت 3 و تالاجيك 4
و پس از آن،
MI پژوهشي در زمينه افسردگي اساسي پيش از
و
LVEF از جمله MI هم چنين عوامل خطر افسردگي پس از
هيچ ارتباطي بين متغيرهاي مورد نظر و افسردگي ،
MI سابقه
گزارش نكردند
. ه مچنين در حال يكه فراشور- اسميت،
1999 )
رابطه ) لسپرانس، جونو 5، تالاجيك و بوراسا 6
كه ب هصورت متغير دو سطحي بالاي
) LVEF معني داري بين
%35
و زير 35 % تعريف شده بود) و نمرات افسردگي در
مقياس بك را نشان دادند، كارني
7 و همكاران ( 2003 ) رابطه
و افسردگي گزارش ننمودند
. به نظر LVEF معني داري بين
م يرسد كه كارني و همكاران
(هما ن جا ) با كنترل انزواي
اجتماعي محدوديت هايي در تحليل خود ايجاد كرده بودند ؛
زيرا انزواي اجتماعي و افسردگي اغلب دربيماران قلبي همراه
با يكديگر ظاهر مي شوند
.
پايين و
LVEF ، وان ميل و همكاران ( 2005 ) سن جوا نتر
سطح بالاي افسردگي حين بستري را به عنوان متغيرهاي
مورد تأييد قرار دادند
. MI پيش بيني كننده افسردگي پس از
وان ميل و همكاران
(همان جا ) در تحليل جداگانه اي بر روي
و بروز افسردگي در
LVEF داد ههاي پژوهش خود رابط ه
با
LVEF را بررسي نمودند و دريافتند كه سطح MI بيماران
نمره افسردگي بيماران در پرس ش نامه بك در سه ماه پس از
رابطه معكوس معني دار دارد
. اين پژوهشگران نشان دادند MI
كه در صورت كنترل متغيرهاي جمعيت شناختي، عوامل خطر
بيماري قلبي عروقي، بي ماري هاي همراه
8 و نمره افسردگي
و
LVEF هنگام بستري، هم چنان رابطه معني داري بين سطح
شدت افسردگي وجود دارد
.
اسپيجكرمن
9، واندن برنيكا 10 ، جنسنا 11 ، كريجنسك 12 و
را در
MI 2005 ) نيز خطر بالاي افسردگي پس از ) اورملا 13
هلند گزارش كردند
. آنان دامنه گسترده اي از عوامل خطر
روانشناختي، قلبي
- عروقي، جسمي و جمعيت شناختي را نيز
در
MI به عنوان متغيرهاي پيش بيني كننده افسردگي پس از
پژوهش خود بررسي نمودند و دريافتند كه سابقه اختلال
پايين و طول مدت بستري،
LVEF ، افسردگي، زن بودن
مي توانند به عنوان متغيرهاي پيش بيني كننده مستقل ع لايم
تلقي شوند
. برخي بررسي ها رابطه MI افسردگي پساز
و افسردگي گزارش نكرده اند، اما
LVEF معن يداري بين
پايين تر
LVEF گرايش بيشتر به افسردگي را در بيماران با
.(
نشان داده اند (وان ميل، دجونگ، كويپر 14 و همكاران، 2005
را به عنوان يك متغير
LVEF ( كارني و همكاران ( 2001
در بيماران افسرده
LVEF پيوسته تحليل نمود ند و رابطه اي بين
و غير افسرده گزارش نكردند
.
اين بررسي نيز در اين راستا و با هدف تعيين رابطه
احتمالي بين اختلال در عملكرد بطن چپ و بروز افسردگي
پس از سكته قلبي انجام شده است
.
روش
اين بررسي از نوع آينده نگر ا ست
. آزمودني هاي پژوهش
با ميانگين سني
56 MI را 176 بيمار 32 تا 84 ساله مبتلا به
10 )
تشكيل دادند كه با تشخيص / سال (انحراف معيار 05
در يكي از بيمارستان هاي مجهز به واحد مراقبت
MI قطعي
شهر اصفهان طي پنج ماه اول سال
1385 بستري (CCU) قلبي 15
شده بودند
. بيشتر آزمو دني ها مرد ( 84 %)، متأهل ( 89 %) و از
طبقه اجتماعي
- اقتصادي پايين و متوسط ( 87 %) بودند . 123
48 %
بيماران با تشخيص / نداشتند. 3 MI نفر آنها سابقه پيشين
غيرقدامي بستري شد ه بودند
. 1 MI 51 % با / قدامي و 7 MI
اين بيماران به روش نمونه گيري در دسترس با در نظر
داشتن معيا رهاي ورود و خروج انتخاب گر ديدند
. معيارهاي
در نظر گرفته
MI ورود: الف) دو معيار از سه معيار تشخيص
شد كه عبارتند از
: 1) درد قفسه سينه مشخصه كم رساني 16
خون به عضله قلب كه دست كم
20 دقيقه طول بكشد،
2)
وجود تغييرات آسيب شناختي بيانگر ايسكمي / انفاركتوس
در امواج الكتروكارديوگرافي،
3) افزايش آنزيم هاي قلبي ؛
ب
) موافقت بيمار براي ورود به پژوهش . معيارهاي خروج :
_______________________________________
1- left ventricular ejection fraction 2- Lesperance
3- Frasure-Smith 4- Talajic
5- Juneau 6- Bourassa
7- Carney 8- comorbidity
9- Spijkerman 10- Van den Brinka
11- Jansena 12- Crijnsc
13- Ormela 14- Kuyper
15- Cardiac Care Unit 16- typical ischemia
رابطه افسردگي پس از سكته قلبي و عملكرد بطن چپ
322
322
سال سيزدهم
/ شمار ه 4 / زمستان 1386
Vol. 13 / No. 4/ Winter 2008
LVEF=
×100
ثانوي به جراحي با يپاس يا آنژيوپلاستي باشد،
MI (1
2)
وجود بيماري جسمي جدي ديگري كه موجب كاهش
اميد به زندگي شود ،
3) وجود اختلال مهم روانپزشكي در
بيمار،
4) تحت د رمان هاي ضدافسردگي بودن، 5) ممكن نبودن
پ يگيري بيمار پس از ترخيص
.
براي گردآوري داد هها ابزارهاي زير ب هكار برده شد
:
يك شاخص باليني مناسب از
LVEF : اكوكارديوگرافي
عملكرد يا اختلال در عملكرد سيستوليك بطن چپ است كه
ب هكمك اكوكارديوگرافي تعيين م ي گردد و نتيجه آن
به صورت درصد مشخص مي شود
. اين شاخص با فرمول زير
نشان داده مي شود
.
حجم پايان سيستولي
- حجم پايان دياستولي
حجم پايان دياستولي
در بيشتر پژوهش هاي انجام شده در اين زمينه
(وان ميل ،
دجونگ، اورمل و همكاران،
2005 ؛ اسپيج كرمن و همكاران،
2005 )
ب ه صورت ، 2005 )، اين شاخص (زپيز 1، ليبي 2 و بونو 3
يك متغير مقوله اي
(مانند دو سطح پايين و طبيعي ) به كار رفته
است
.
پرسش نامه اطلاعات جمعيت شناختي و پزشكي بيماران
:
داد ههاي جمعي ت شناختي و پزشكي بيماران ب ه كمك
پرسش نامه اي كه براي گردآوري اين داده ها تنظيم شده بود
انجام شد
. اطلاعات پزشكي بيمار از پرونده وي گرد آوري
شد
.
(
BDI-PC) مقياس افسردگي بك براي مراقبت هاي اوليه 4
،
(ويژه بيماران پزشكي ): اين پرسش نامه را بك 5، استير 6، بال 7
1997 )
با حذف ماده هاي جسمي از ) سيرو 8 و كابات 9
پرسش نامه اصلي براي كاربرد در مراكز پزشكي به عنوان ابزار
غربالگري و با هدف كاهش احتمال برآوردهاي كاذب از
افسردگي در بين بيماران جسمي ساخته اند
. بررسي هاي پيشين
نشانگر برتري توان اين ابزار نسبت به مقياس اضطراب و
، افسردگي بيمارستان بوده اند
(ويلهلم 10 ، كوتز 11 ، واترهاوس 12
،
2004 ؛ پاركر، هيلتون 15 ، پاولوويك 13 و پاركر 14
2001 ).
اين مقياس يك ، هادزي- پاولوويك 16 و بينز 17
پرسش نامه هفت ماده اي است كه هر ماده آن بيانگر علامتي از
افسردگي م ي باشد
. ماد ههاي اين مقياس با معيارهاي
1994 )
براي ، 18 (انجمن روانپزشكي آمريكا 19 DSM-IV
تشخيص افسردگي باليني سازگار است
. شدت هر علامت در
هر ماد ه در چهار عبارت بيان شده است
. عبار تهاي هر ماده
از صفر تا سه نمره گذاري مي شو ند
. نمره صفر در هر ماده
بيانگر نبود آن علامت و نمره يك تا سه بيانگر وجود آن و
ميزان آن علامت است
. بيشترين نمره در اين مقياس 21
م يباشد
.
بك و همكاران
( 1997 ) و استير ، كاواليدي 20 و لئونارد 21
1999 )
اين مقياس را براي سرند افسردگي در بيماران )
جسمي، داراي حساسيت و كفايت بالا گزارش كرده اند
.
آلفاي كرونباخ به عنوان همساني دروني اين مقياس در نمونه
0
به دست / 176 نفري از جمعيت ايراني در بررسي حاضر 88
آمد
. هم چنين بررسي پايايي اين آزمون به روش بازآزمائي با
فاصله سه هفته در يك نمونه
62 نفري از بيماران قلبي، ضريب
0
را نشان داد . اعتبار سازه اين مقياس در مقايسه / همبستگي 74
با خرده مقياس افسردگي نسخه ايراني مقياس اضطراب و
افسردگي بيمارستان
(منتظري، وحدان ينيا، ابراهيمي و
0
به دست آمد . / جاروندي، 2003 ) در 140 نفر از ب يماران 87
هم چنين به كمك مصاحبه باليني سازمان يافته بر پايه معيارهاي
،
0/ در نمونه يادشده، نقطه برش پنج با حساسيت 84 DSM-IV
0
براي /91 0 و بيشترين ضريب كارايي باليني 22 / ويژگي 97
غربالگري افسردگي باليني
(شامل افسردگي اساسي و
افسردگي خفيف
23 ) ب هدست آمد. 1
اين پژوهش با بهر هگيري از روش آماري رگرسيون
افسردگي پس از
» لجستيك براي تعيين عوامل خطر پزشكي
طراحي شد
. نخست طي دوره بستري ، داده هاي مورد نظر «MI
LVEF از بيماراني كه وارد نمونه شده بودند گردآوري شد و
به عنوان شاخص باليني مناسب ي از عملكرد سيستوليك بطن
چپ به كمك اكوكارديوگرافي و توسط يك نفر متخصص
ارزيابي گرديد . MI كارديولوژي با فاصله كوتاهي پس از
سه ماه پس از سكته قلبي به كمك مقياس افسردگي بك براي
_______________________________________
1- Zipes 2- Libby
3- Bonow
4- Beck Depression Inventory for Primary Care
5- Beck 6- Steer
7- Ball 8- Ciervo
9- Kabat 10- Wilhelm
11- Kotze 12- Waterhouse
13- Pavlovic 14- Parker
15- Hilton 16- Hadzi-Pavlovic
17- Bains
18- Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders
(Fourth edition)
19- American Psychiatric Association
20- Cavalieri 21- Leonard
22- maximum clinical efficiency
23- minor depression
رضا باقريان سرارودي و همكاران
323
323
سال سيزدهم
/ شمار ه 4 / زمستان 1386
Vol. 13 / No. 4/ Winter 2008
مراقبت هاي اوليه، افسردگي بيماران سنجيده شد
. براي تكميل
اين مقياس از بيماران خواسته مي شد گزينه هاي هر ماده را با
دقت بخوانند و با در نظر گرفتن حالت هاي خويش طي دو
هفته اخير گزينه درست را درباره خود انتخاب نمايند
.
در مرحله پي گيري
(سه ماه پس از ترخيص ) ب ه كمك
و بر پايه نقطه برش پنج،
BDI-PC نمرات بيماران در مقياس
بيماران افسرده از بيماران غير افسرده جدا شدند
. سپس
داده هاي گردآوري شده طي دوره بستري و مرحله پي گيري
در دو گروه افسرده و غير افسرده با بهره گيري از
آزمون رگرسيون لجستيك با روش گام به گام تحليل
شدند
.
يافت هها
44 %)
سه ماه پس از / بستري، 79 بيمار ( 9 MI از 176 بيمار
ترخيص دچار افسردگي شدند
. در جدول 1 ب يماران افسرده و
غير افسرده سه ماه پس از ترخيص ، از نظر متغيرهاي
جمعيت شناختي و پزشكي در زمان بستري
(خط پايه 1) با
بهر هگيري از تحليل ت كمتغيري نشان داده شده است
.
جدول
1- نتايج تحليل ت كمتغيري در آزمون رابطه هر متغير پي شبين يكننده احتمالي در خط پايه و بروز افسردگي در سه ماه پس از ترخيص
متغيرهاي جمعي تشناختي و
پزشكي
گروه بيماران افسرده
سه ماه پس از
(
n= ترخيص ( 79
گروه بيماران غير افسرده
سه ماه پس از
(
n= ترخيص ( 97
نسبت شانس
(
1OR)
%
فاصله اطمينان 95
سطح
معن يداري
N.S.
(0/42-1/00) 0/97 57/16 54/ ميانگين سن 37
جنس
مرد
زن
%35/20
%9/70
%48/90
%6/30
N.S.
(0/94-4/95) 2/14
تأهل
متأهل
مجرد
%38/10
%6/80
%50/60
%4/50
N.S.
(0/77-5/15) 1/99
طبقه اجتماعي
- اقتصادي
پايين
متوسط
بالا
%27/30
%14/80
%2/80
%24/40
0/20/50
%10/20
0/55
(0/35-0/86)
0/05
0/05
N.S.
سابقه سكته قلبي
دارد
ندارد
%17/00
%27/80
%13/10
%42/00
0/05 (1/03-3/81) 1/97
0/001 (1/74-6/11) 3/26 %15/30 %25/00 % 40
2LVEF>
N.S.
(0/43-1/41) 0/78 %30/68 %22/ سابقه خانوادگي بيماري قلبي 16
N.S.
(0/46-1/67) 0/87 %17/61 %13/ فشار خون بالا 00
N.S.
(0/80-2/64) 1/45 %25/56 %25/ مصرف سيگار 00
N.S.
(0/69-2/58) 1/33 %14/00 %14/ ديابت 00
N.S.
(0/45-1/50) 0/82 %25/00 %18/ هيپرليپيدمي 20
N.S.
(0/59-1/90) 1/06 0/05 0/05 3CPK لگاريتم حداكثر آنزيم
1- Odd's Ratio; 2- left ventricular ejection fraction; 3- Creatine Phospho Kinase
_____________________________________
1- base line
رابطه افسردگي پس از سكته قلبي و عملكرد بطن چپ
324
324
سال سيزدهم
/ شمار ه 4 / زمستان 1386
Vol. 13 / No. 4/ Winter 2008
همان گونه كه
جدول 1 نشان مي دهد در تحليلتك متغيري
مشاهده شد كه بيشتر بيماران دچار افسردگي پس از سكته
(
p<0/ قلبي از طبقات اجتماعي- اقتصادي پايين و متوسط ( 05
بودند
. (p<0/05 ، % %17 در برابر 13 ) MI و داراي سابقه
هم چنين نتايج تحليل تك متغيري نشان داد بيشتر بيماراني كه
LVEF در سه ماه پس از ترخيص افسرده شد ه اند داراي
25 %
در ) ( پايي نتر از 40 % (وا نميل و همكاران، 2005
بودند
. (p<0/001 ،%15/ برابر 3
متغيرهاي پي شبين فرضي كه در
جدول 1 نيز
فهرست شده است دربرگيرنده متغيرهاي جمعيت شناختي
و پزشكي ب ودند كه با فاصله كوتاهي پس از سكته قلبي
ارزيابي شده بودند
. تحليل داده هاي مربوط به اين متغيرها
در تحليل رگرسيون لجستيك نشان داد كه عملكرد
بطن چپ پا يي نتر از
40 % م يتواند پي ش بين ي كننده افسردگي
،
OR=3/259 ،β=1/18 ،p<0/ پس از سكته قلبي باشد ( 01
1).
اين يافت هها نشان مي دهند /739-6/106=% فاصله اطمينان 95
MI از ميان متغيرهاي مفروض در پيش بيني افسردگي پس از
سهم معن يدار داشت. (LVEF) متغير عملكرد بطن چپ
اين بررسي نشان داد كه مدل اكتشافي (كه تنها شامل
64 %
با / م يباشد) داراي اعتبار پي شبين 77 LVEF متغير
%55/ 72 %
بود. اين الگو 7 / 55 % و ويژگي 2 / حساسيت 7
72 %
بيماران غير افسرده را به درستي / بيماران افسرده و 2
پيش بيني نمود
. با توجه به اين كه اين الگو داراي درجه آزادي
كمتر از يك بود امكان به كارگيري آزمون هاسمر
- لمشو 1 در
تعيين نكويي برازش آن وجود نداشت
.
بحث
در اين بررسي متغيرهاي جمعيت شناختي و پزشكي در
هنگام بستري در زمينه پيش بيني افسردگي پس از سكته قلبي
موردنظر قرار گرفت
. يافته ها نشان داد ند كه عملكرد پايين
مشخص مي شود ، در تحليل
LVEF بطن چپ كه با شاخص
الگوي دربردارندة متغيرهاي يادشده در پيش بيني افسردگي
سه ماه پس از سكته ق لبي سهم معن ي دار دارد
. گرچه ب ه طور
كلي اين موضوع پذيرفته شده است كه افسردگي به تنهايي با
پيش آگهي ضعيف در بيماري قلبي ارتباط دارد، اما برخي
پژوهشگران اين ارتباط را بازتابي از شدت بيماري قلبي
.(2003
، 1999 ؛ لن 3، كارول 4 و ليپ 5 ، دانسته اند (مندز د لئون 2
پايين با بروز
LVEF يافت ه هاي اين پژوهش نشان داد كه
افسردگي در بيماران پس از سكته قلبي ارتباط دارد
. گرچه
به نظر مي رسد كه شمار بررسي هاي انجا مشده در زمينه اثرات
افسردگي پس از سكته قلبي رو به افزايش است
(وان ميل ،
دجونگ، كويپر و همكاران،
2005 )، در بيشتر اين بررسي ها
ارزيابي نشده و در بيشتر موارد ميزان افسردگي
LVEF
ارزيابي شده است
. MI بلافاصله پس از
يافته هاي بررسي حاضر با يافته هاي كارني و همكاران
و افسردگينيافتند،
LVEF 2001 ) كه هيچ رابطه اي بين )
(
ناهم خوان و با يافته هاي فراشور - اسميت و همكاران ( 1999
و نمرات افسردگي در مقياس
LVEF كه رابطه مع ني داري بين
(
بك نشان دادند هماهنگي دارد . لسپرانس و همكاران ( 1996
و افسردگي پيدا نكردند
. با اين وجود LVEF نيز ارتباطي بين
ب هنظر مي رسد در بررسي لسپرانس و همكاران
(همان جا ) دو
اشكال اساسي وجود داشته است
: نخست اين كه در بررسي
پايين در نظر گرفته شده
LVEF آنان نقطه برش 35 % به عنوان
است، در حالي كه به نظر مي رسد نقطه برش
40 % نقطه برش
باشد
(وا نميل، LVEF مناسب و منطقي براي تقسيم داده هاي
دجونگ، اورمل و همكاران،
2005 ). دوم ين دليل احتمالي،
حجم كم نمونه مورد بررسي است
. روشن است كه با در نظر
واقعاً
LVEF گرفتن نقطه برش پايين ، بسياري از بيماران با
پايين خارج مي شوند و اين موضوع در
LVEF پايين از دامنه
پايين، فرصت
LVEF حجم نمونه كم سبب م يگردد كه اثر
ظهور در الگوي پي شبيني را به دست نياورد
. 1
يافته هاي اين پژوهش ، يافته هاي پژوهش وان ميل، دجو نگ،
اورمل و همكاران
( 2005 )، وا نميل، دجونگ، كويپر و
همكاران
( 2005 ) و اسپيجكرمن و همكاران ( 2005 ) را مورد
تأييد قرار داد
. شايد اين دو بررسي از نظر رو ش شناختي،
پژوهش هاي قابل اعتمادتري در اين زمينه باشند
. با اين تفاوت
پايين
30 % و در LVEF كه در پژوهش نخست نقطه برش
پژوهش دوم
40 % در نظر گرفته شده است . با وجود اين ، با
توجه به حجم مناسب و قابل قبول نمونه مورد بررسي ، در هر دو
در
LVEF پژوهش تفاوت در نقطه برش مانع از ظهور اثر
نگرديد
. وان ميل ، دجونگ، MI پي ش بيني افسردگي پس از
اورمل و همكاران
( 2005 ) در تحليل جداگانه اي بر روي
و بروز افسردگي در
LVEF داد ههاي پژوهش خود، رابطه
_______________________________________
1- Hosmer-Lemshow 2- Mendes de Leon
3- Lane
4- Carroll
5- Lip
رضا باقريان سرارودي و همكاران
325
325
سال سيزدهم
/ شمار ه 4 / زمستان 1386
Vol. 13 / No. 4/ Winter 2008
را بررسي نمودند
. يافت ههاي اين پژوهش نيز MI بيماران
يافته هاي به دست آمده از تحليل فوق را مورد تأييد قرار داد
.
پژوهشگران يادشده در تحليل خود نشان دادند كه سطح
با نمره افسردگي بيماران در پرسش نامه بك در سه ماه
LVEF
LVEF رابطه معن ي دار دارد و هر اندازه سطح MI پس از
پايي نتر باشد، نمره افسردگي پس از سه ماه نيز بالاتر است.
در بررسي هاي ديگر
(بوش 1 و همكاران، 2001 ؛ رامسفلد 2
و همكاران،
2003 ؛ استريك 3، لوزبرگ 4، چر ياكس 5 و
و افسردگي
LVEF 2004 ) نيز رابطه معني داري بين ، هونيگ 6
گزارش نشده است، اما بيشتر اين بررسي ها گرايشي به ميزان
پايين را نشان داده اند
. LVEF بالاتر افسردگي در بيماران با
بنابراين شايد نبود رابطه معني دار آماري، ناشي از خطاي نوع
دوم يعني حجم نمونه كوچك باشد
.
LVEF در بيشتر پژوه ش هاي انجا مشده، شاخص
ب ه صورت يك متغير مقول ه اي (مانند سطح پا يين و سطح
طبيعي) به كار برده شده است (وان ميل ، دجونگ، اورمل و
همكاران، 2005 ؛ اسپيج كرمن و همكاران ، 2005 ). وان ميل ،
دجونگ، كويپر و همكاران ( 2005 ) كه بيش از ساير ين به
رابطه عملكرد بطن چپ و بروز افسردگي پس از سكته قلبي
پرداخته اند، تأكيد مي نماين د كه به چند دليل ترجيح داده
مي شود در پژوهش ها اين متغير ب هصورت متغير مقوله اي،
به كار برده شود . نخست آن كه امكان به كارگيري يك روش
ب ه عنوان LVEF يكسان در همه مراكز پزشكي براي ارزيابي
با رو ش هاي LVEF يك متغير پيوسته وجود ندارد؛ از اين رو
گوناگون مانند اكوكارديوگرافي و آنژيوگرافي ارزيابي
مي شود. بنابراين تفاوت در روش ارزيابي مي تواند موجب
تفاوت در انداز ههاي پيوسته شود. دوم، گرچه ابزارهاي
يادشده براي تعيين اين شاخص ب هكار برده مي شوند ، قضاوت
را LVEF باليني متخصص بر پايه مشاهده خويش نيز، درصد
مشخص مي سازد. از اين رو ب ه نظر مي رسد طبق ه بندي آن
كمتر با خطا همراه باشد (وان ميل، دجونگ، كويپر و
.(
همكاران، 2005
به طور كلي با توجه به يافته هاي اين بررسي و بررس ي هاي
MI و افسردگي پس از LVEF پيشين مي توان گفت كه بين
ارتباط وجود دارد . گفتني است كه چگونگي ارتباط عملكرد
ضعيف بطن چپ با بروز افسردگي در بيماران سكته قلبي در
خور توجه است . در زمينه مكانيسم هاي احتمالي موجود ميان
اختلال عملكرد بطن چپ و افسردگي دو مسير را مي توان
مورد توجه قرار داد . 1) روانشناختي : در بازبيني بررسي هاي
انجام شده پيرام ون نارسايي قلبي ، اين رابطه مي تواند ناشي از
كيفيت پايين زندگي به دليل شرايط كلي جسمي نامطلوب
(
رامسفلد و همكاران، 2003 )، افزايش ميزان بستري ها و
2001 )
و ، عملكرد اجتماعي نامطلوب (موربرگ 7 و برو 8
افزايش ب ي كاري
(فريدلند 9 و همكاران، 2003 ) باشد. همه اين
عوامل ب ه دليل ايجاد استرس مي توانند به افسردگي بيانجام ن د
.
2)
زيس تشناختي: از سوي ديگر رابطه بين اختلال عملكرد
بطن چپ و افسردگي م يتواند به دنبال سازگاري
زيست شناختي كه همراه اختلال عملكرد بطن چپ است پديد
2004 ).
رابطه ب ين مغز و ، آيد (جوينت 10 ، وهلان 11 و اوكانر 12
قلب در پزشكي بسيار گزارش شده است؛ براي نمونه بيماران
با خو نريزي زيرعنكبوتيه
13 ممكن است تغييرات شديد
الكتروكارديوگرافي را نشان دهند و حتي با اختلال جديد
عملكرد بطن چپ و نشانه هايياز آسيب عضله قلب
14 مراجعه
2005 ).
يافت ههاي مشابهي ، نمايند (مكريا 15 ، ترامر 16 و والدر 17
، در ب يماران سكته قلبي
(آپاك 18 ، ايلتومور 19 ، تامام 20 و كايا 21
2005 )
و در افراد با استرس ه يجاني شديد (ويتستين 22 و
همكاران،
2005 ) ديده شده است.
شايد بتوان گفت كه افزايش سطوح سايتوكاين ها در
و عامل آلفاي نكروز
IL-6 ،23IL- نارسايي قلبي مانند 1
تومور
24 ن قش واسطه اي در ايجاد افسردگي دارند (وان ميل ،
دجونگ، كويپر و همكاران،
2005 ). البته اين امكان هم وجود
دارد كه افسردگي اختلال در عملكرد بطن چپ را به دنبال
داشته باشد
. 1
در بازبيني بررسي هاي انجام شده پيرامون موضوع اين
پژوهش، اين يافته كه اختلال در عملكرد ب طن چپ با افزايش
خطر بروز افسردگي پس از سكته قلبي ارتباط دارد، دستاورد
جديدي است كه تنها در دو بررسي ديگر كه اخيراً انجام
شده، به دست آمده است
. اين يافته مي تواند نشان دهنده
ضرورت بررسي نقش فعاليت سيستم عصبي
- هورموني يا
_______________________________________
1-
Bush 2- Rumsfeld
3- Strik
4- Lousberg
5- Cheriex 6- Honig
7- Murberg 8- Bru
9- Freedland
10- Joynt
11- Whellan 12- O’Connor
13- subarachnoid haemorrhage
14- myocardial injury 15- Macrea
16- Tramer 17- Walder
18- Apak 19- Iltumur
20- Tamam 21- Kaya
22- Wittstein 23- interleukin 1
24- tumor necrosis factor-alpha
رابطه افسردگي پس از سكته قلبي و عملكرد بطن چپ
326
326
سال سيزدهم
/ شمار ه 4 / زمستان 1386
Vol. 13 / No. 4/ Winter 2008
افزايش سايتوكاين هاي التهابي همراه با اختلال در عملكرد
بطن چپ نيز باشد
. چه بسا كه اين فرآيندها در ايجاد و بروز
افسردگي پس از سكته قلبي نقش با اهميتي داشته باش ند
. ضمناً
پايين ، افسردگي را پيش بيني م ي كند
LVEF اين دستاورد كه
منطق مناسبي براي بررسي هاي دقيق تر آينده در زمينه اثر
در نقش پي شآگه يدهنده افسردگي باشد
. LVEF
به دليل محدوديت زماني و معيارهاي انتخاب آزمودني ها،
حجم نمونه محدود بود
. بنابراين در تعميم يافت ه ها بايد جانب
احتياط را رعايت نمود
. نبود اطلاعات دقيق از داروهاي
مصرفي و ميزان مصرف آنها طي سه ماه پس از وقوع سكته
قلبي، نتيجه گيري قاط ع از يافته هاي پژوهش را با محدوديت
روبه رو مي كند
. پيشنهاد مي شود با افزايش حجم نمونه در
بررسي هاي آينده، بهره گيري از روش يكسان براي ارزيابي
ارزيابي نقش داروهاي قلبي در تشديد و بروز علايم ،
LVEF
افسردگي در بيماران سكته قلبي و در نظر داشتن نقش عوامل
خطرساز بيماري هاي قلبي مانند ديابت قندي ، فشارخون بالا و
هيپرليپيدمي در بروز افسردگي پس از سكته قلبي توان
تعمي مپذيري يافت هها بيشتر شود
.
سپاسگزاري
،
CCU از همكاري كاركنان محترم بخ شهاي
بيمارستا نهاي الزهرا
(س)، نور، فيض، چمران، شريعتي،
غرضي، سپاهان، سينا و سعدي ا صفهان در اجراي پژوهش
قدرداني مي شود
.
؛
1386/4/ 1385 ؛دريافت نسخه نهايي : 10 /12/ دريافت مقاله : 8
1386/5/
پذيرش مقاله: 31
منابع
American Psychiatric Association (1994). DSM-IV:
Diagnostic
and statistical manual of mental disorders
(4th.
ed.). Washington, DC: APA.
Apak, I., Iltumur, K., Tamam, Y., & Kaya, N. (2005
). Serum
cardiac troponin T levels as an indicator of myocardial
injury in ischemic and hemorrhagic stroke patients.
Tohoku Journal of Experimental Medicine,
205, 93–
101.
Beck, A. T., Steer, R., Ball, R., Ciervo, C. A., & Kabat, M.
(1997
). Use of the Beck Anxiety and Depression Inventories
for primary care with medical outpatients.
Assessment,
4, 211–219.
Bush, D. E., Ziegelstein, R. C., Tayback, M., Richter, D.,
Stevens, S., Zahalsky, H., & Fauerbach, J. A. (2001).
Even minimal symptoms of depression increase mortality
risk after acute myocardial infarction.
American
Journal of Cardiology,
88, 337– 341.
Carney, R. M., Blumenthal, J. A., Catellier, D., Freedland,
K. E., Berkman, L. F., Watkins, L. L., Czajkowski, S.
M., Hayano, J., & Jaffe, A. S. (2003). Depression as
risk factor for mortality after acute myocardial infarction.
American Journal of Cardiology,
92, 1277–
1281.
Carney, R. M., Blumenthal, J. A., Stein, P. K., Watkins, L.,
Catellier, D., Berkman, L. F., Czajkowski, S. M.,
O’Connor, C., Stone, P. H., & Freedland, K. E. (2001).
Depression, heart rate variability, and acute myocardial
infarction.
Circulation, 104, 2024–2028.
Frasure-smith, N., Lesperance, F., Juneau, M., Talajic, M.,
& Bourassa, M. G. (1999). Gender, depression, and
one-year prognosis after myocardial infarction.
Psychosomatic
Medicine,
61, 26–37.
Freedland, K. E., Rich, M. W., Skala, J. A., Carney, R. M.,
Davila-Roman, V. G., & Jaffe, A. S. (2003). Prevalence
of depression in hospitalised patients with congestive
heart failure.
Psychosomatic Medicine, 65, 119–128.
Joynt, K. E., Whellan, D. J., & O’Connor, C. M. (2004).
Why is depression bad for the failing heart? A review
of the mechanistic relationship between depression and
heart failure.
Journal of Cardiac Failure, 10, 258-271.
Lane, D., Carroll, D., & Lip, G.Y. (2003). Anxiety, depression,
and prognosis after myocardial infarction: Is there a
causal association?
Journal of American College of
Cardiology,
42, 1808–1810.
Lesperance, F., Frasure-smith, N., & Talajic, M. (1996).
Major depression before and after myocardial infarction:
Its nature and consequences.
Psychosomatic Medicine,
58,
99-110.
Macrea, L. M., Tramer, M. R., & Walder, B. (2005
).
Spontaneous subarachnoid hemorrhage and serious cardiopulmonary
dysfunction: A systematic review.
Resuscitation,
65, 139–148.
رضا باقريان سرارودي و همكاران
327
327
سال سيزدهم
/ شمار ه 4 / زمستان 1386
Vol. 13 / No. 4/ Winter 2008
Mendes de Leon, C. F. (1999). Depression and social support
in recovery from myocardial infarction: Confounding
and confusion.
Psychosomatic Medicine, 61, 738–739.
Montazeri, A., Vahdaninia, M., Ebrahimi, M., & Jarvandi,
S. (2003
). The Hospital Anxiety and Depression Scale
(HADS): Translation and validation study of the Iranian
version.
Health Quality of Life Outcomes, 28, 14-19.
Murberg, T. A., Bru, E. (2001). Social relationships and
mortality in patients with congestive heart failure.
Journal of Psychosomatic Research,
51, 521–527.
Parker, G., Hilton, T., Hadzi-Pavlovic, D., & Bains, J. (2001).
Screening for depression in the medically ill: The
suggested utility of a cognitive-based approach.
Australia and New Zealand Journal of Psychiatry,
35,
474-480.
Rumsfeld, J. S., Havranek, E., Masoudi, F. A., Peterson, E.
D., Jones, P., Tooley, J. F., Krumholz, H. M., &
Spertus, J. A. (2003). Depressive symptoms are the
strongest predictors of short-term declines in health
status in patients with heart failure.
Journal of American
College of Cardiology,
42, 1811–1817.
Spijkerman, T. A., Van den Brinka, R. H. S., Jansena, J. H.
C., Crijnsc, H. J., & Ormela, J. H. (2005). Who is at
risk of post-MI depressive symptoms?
Journal of
Psychosomatic Research,
58, 425– 432.
Steer, R. A., Cavalieri, T. A., & Leonard, D. M
. (1999).Use
of the Beck Depression Inventory for Primary Care to
screen for major depression disorders.
General Hospital
Psychiatry,
21, 106–111.
Strik, J. J., Lousberg, R., Cheriex, E. C., & Honig, A. (2004).
One year cumulative incidence of depression following
myocardial infarction and impact on cardiac outcome.
Journal of Psychosomatic Research,
56, 59–66.
Van Melle, J. P., De Jonge, P. D., Ormel, J., Crijns, H.,
Van Veldhuisen, D. J., Honig, A., Schene, A. H., &
Van den Berg, M. P. (2005). Relationship between left
ventricular dysfunction and depression following
myocardial infarction: Data from the MIND-IT.
European Heart Journal,
26, 2650–2656.
Van Melle, J. P., De Jonge, P., Kuyper, A. M., Honig, A.,
Schene, A. H., Crigns, H., Berg, M., Veldhuisen, D., &
Ormel, J. (2005). Prediction of depressive disorder
following myocardial infarction: Data from the Myocardial
Infarction and Depression–Intervention Trial (MINDIT).
International Journal of Cardiology
, 109, 88-94.
Wilhelm, K., Kotze, B., Waterhouse, M., Pavlovic, D. H.,
& Parker, G. (2004)
. Screening for depression in the
medically ill: A comparison of self-report measures,
clinician judgment, and DSM-IV diagnoses.
Psychosomatics,
45,
461-469.
Wittstein, I. S., Thiemann, D. R., Lima, J. A., Baughman,
K. L., Schulman, S. P., Gerstenblith, G., Wu, K. C.,
Rade, J. J., Bivalacqua, T. J., & Champion H. C.
(2005). Neurohumoral features of myocardial stunning
due to sudden emotional stress.
New England Journal
of Medicine,
352, 539–548.
Zipes, D. P., Libby, P., & Bonow, R. O. (2005).
Braunwald`s
heart disease: A textbook of cardiovascular medicine.
Philadelphia: Elsevier Saunders.